بیانیه واصله به باشگاه، امضا شده از سوی جمع کثیری از هواداران ابومسلم ثامن


باسمه تعالی

«نقد سازنده و خیرخواهانه» خصوصاً زمانی که آگاهانه و بر اساس اطلاعات صحیح باشد، نه تنها مذموم نیست بلکه همیشه عامل پیشرفت و ترقی است از این رو هواداران باشگاه ابومسلم ثامن، نه تنها از منتقدان شایسته ورزش کشور ـ که عموماً از اساتید، پیش کسوتان، کارشناسان و چهره های علمی، متخصص و آشنا به اصول و مبانی اولیه نقد هستند، گله ای ندارند، بلکه از رسانه ها و حتی خبرنگارانی که با ایفای نقش رابط، این دیدگاه های کارشناسی را از طریق روزنامه ها، جراید و سایت ها به مخاطبان خود منتقل می کنند، به نوبه خود سپاسگزارند و در حد توان این مساعی ارزشمند را ارج می نهند!

اما متأسفانه یک فرد مفروض و معلوم الحال، یک سال و اندی است که جایگاه والا و شریف «خبرنگاری» را آلوده به غرض ورزی های نابخردانه خود و همدستانش کرده تا جایی که عنوان "خبرنگار نما" بیشتر و بهتر برازنده و لایق اوست!

وی که زیرپاگذاشتن اخلاق حرفه ای و پاس نداشتن حرمت و حریم قلم، گویی به روش و منش دائمی او مبدل شده، بدون شایستگی و برخورداری از توان علمی و تخصص فنی، به جای انتقال نظرات کارشناسان، پیش کسوتان و صاحبنظران امر، خود به تولید ناآگاهانه «نظر و خبر» می پردازد و قبل از برگزاری هر مسابقه و در مقاطع حساس، گویی وظیفه ای جز «حاشیه سازی» برای تیم ابومسلم ثامن و بازی هایش ندارد!

صرف نظر از علل مجهول اقبال روزنامه متبوع به درج مطالب مشکوک این "خبرنگارنما" که براستی عملی دور از اخلاق و منش حرفه روزنامه نگاری و خلاف شأن و انتظار مردم است، باید گفت تکرار این «منفی سازی ها» و نه «منفی بینی ها!» انسان را به یاد ضرب المثل معروف «خالَف، تُعرَف» (یعنی همیشه مخالفت کن تا مشهور شوی) می اندازد چرا که وی با فراموشی جایگاه خود، دائم نقش عوض کرده و گاهی «قیم ابومسلم» می شود و گاهی هم از سوی مدیران استان دستور صادر می کند! گویی وی مأمور است با بی انصافی تمام، همیشه بدگویی نموده و حاشیه سازی نماید!

هرچند خوشبختانه با توجه به شناختی که از عملکرد سوء وی در افکار عمومی و نزد جامعه ورزشی انعکاس یافته، هیچ کس توجهی به «افاضات!!!» و بلکه اراجیف بافته شده اش نمی کند! اما بنظر می رسد صبر و شکیبایی و سکوت معنا دار علاقمندان تعالی باشگاه برای تفهیم و اثبات بی خردی ها و گرفتن نتیجه معکوس این القائات سوء، نتیجه ای در بر نداشته و لازم است هر از چند گاهی به این «شبه اقیانوس بی کران علم و دانش!!! اما به عمق یک وجب!» و همدستانش گوشزد نمود که:

1) ابومسلم، نیازی به قیم و وکیل ندارد و دیگر زمان «تعیین تکلیف» و «انتخاب مدیر و مربی» توسط افراد ناآگاه و صدالبته فضولی چون شما سپری شده است!

2) تدبیر و درایت مدیران ابومسلم در این فصل باعث شد که علی رغم همه مشکلات و نامهربانی ها، تیمی که در پایان هفته سیزدهم در جایگاه هفدهم جدول قرار داشت، با چند پله صعود به بهترین مقام دوران حضور در لیگ برتر نائل شود اما گویا دیده و دل امثال این "خبرنگارنما"ی مُهر خورده، قابلیت دیدن و پذیرش واقعیت ها را ندارد.

3) همه می دانیم که بر اساس اصل 44 قانون اساسی، دولت موظف است علاوه بر واگذاری امور به بخش خصوصی، نسبت به توانمند سازی بخش خصوصی نیز مساعدت نماید. مضافاً این که تصدی گری دولت در فوتبال توسط فیفا هم پذیرفتنی نیست و موجبات تعلیق فوتبال ایران را فراهم می کند! حال یکی پیدا شود و به وی که زیر علم « دولتی شدن تیم های خراسانی» مشتاقانه اما معکوس سینه می زند، بفهماند که تا پایان سال جاری باید تمام باشگاه های دولتی به بخش خصوصی واگذار شود!

4) تجربه تلخ واگذاری تیم فوتبال «پیام» به بخش دولتی از نیم فصل و متأسفانه سقوط آن تیم به دسته اول نیز گواه صادقی است بر بی اساس بودن افاضات این فرد و همدستانش. گذشته از آن اگر قول مساعدت مدیران استان برای تقویت تیم های ابومسلم و پیام عملی می شد و مانند سایر استان ها به موقع کمک می کردند، هرگز شاهد چنین معضلاتی نبودیم!

5) و کلام آخر، متأسفیم که مجبوریم چنین جمله ای را برگرفته از کلام ناب «آن که مظلوم زیست و همواره خوار چشم بود» بدرقه راه بن بستتان کنیم: از این که مدام جوسازی و توطئه شما و حامیان و همدستان بی انصافتان نتیجه عکس می دهد، «از دست ما عصبانی باشید و از این عصبانیت هم .... !»

جمعی از هواداران باشگاه ابومسلم ثامن

21/2/88